السيد موسى الشبيري الزنجاني

2515

كتاب النكاح ( فارسى )

اول باشد اشكال علامه وارد است و اگر به احتمال دوم ناظر باشد ، اشكال علامه وارد نيست . توضيح مطلب اين است كه ، ادلّه‌اى كه مىگويند ، روايات را بر قرآن عرضه كنيد ، بر دو قسم هستند . يك قسم مىگويند ، روايت مخالف كتاب اصلًا از ما صادر نشده و دروغ است و زخرف است و آن را به ديوار بزنيد . اينها مربوط به جايى است كه جمع عرفى بين روايت و آيه قرآن وجود نداشته باشد و در نتيجه روايت با صريح قرآن مخالف باشد . در چنين جايى روايت ذاتاً حجيت ندارد و لو هيچ روايت معارضى در كار نباشد . اما قسم دوم ، ادلّه عرض بر كتاب مربوط به رواياتى هستند كه با ظاهر كتاب مخالفند نه با صريح آن ، اما با روايات موافق كتاب تعارض كرده‌اند . اين قبيل روايات حجيت ذاتى دارند و چنانچه معارضى نداشته باشند حتى مىتوانند عموم يا اطلاق كتاب را تخصيص يا تقييد بزنند . اما زمانى كه مبتلا به معارض هستند . مشمول همين قسم دوم از ادلّه عرض بر كتاب مىشوند . اين قسم دوم كه جزء اخبار علاجيه هستند موافقت قرآن را از مرجحات دانسته‌اند و اصولًا مربوط به رواياتى هستند كه حجيّت ذاتى و اقتضائى را دارا هستند ، اما يكى از آنها با ظاهر قرآن مخالف است كه لو لا المعارض حجت بود . با اين توضيح ، اگر شيخ رحمه الله بخواهد بگويد روايات جواز ، ذاتاً حجيت ندارند ، اشكال علامه وارد است كه اين روايات با صريح قرآن مخالف نيستند ، لذا حجيت ذاتى دارند . اما اگر شيخ بخواهد ظاهر كتاب را مرجّح روايات تحريم قرار دهد . اشكال علامه وارد نيست ، چون خود ايشان قبول دارد كه ظاهر آيه اين است كه قيد فقط به جملهء اخيره مىخورد و لذا روايات جواز با ظاهر آيه قرآن مخالف مىباشند . 4 ) نظر نهايى استاد مد ظله در مسأله : از مجموع مطالب گذشته به نظر مىرسد اگر روايات جواز مبتلا به معارض نبودند ، مىتوانستيم بين روايات و آيه قرآن جمع كنيم . يك وجهى كه براى جمع بين آيه و